خرید بک لینک

بچه که بودم نقاش ها را دوست داشتم آخر زن همسایه که سیگار می کشید و ماتیک میزد و بوی خوب میداد و مینی ژوپ می پوشید، همیشه دستهایش رنگی بود و گلها را نقاشی میکرد و خانه های سفید را و گاهی وقتها دختر های لخت را. بزرگتر که شدم شاعر ها را هم دوست داشتم، همان ها که حرف های خوب میزدند و دنیا را قشنگ تصویر میکردند. همان ها که از دوست داشتن می گفتند و جهان زیبا تر میشد. همان ها که همیشه از تو می نوشتند و حالا تو را بیشتر از همه نقاش ها و شاعر ها دوست دارم.

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 20:05

صفحه بندی